عبدالله مستوفى
396
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
دارد كه اقلا در بيست و چهار كيسه بيش از چهار من كم است . اين كسر توفير كيسه ، عوض كسر بوجارى است كه گندم بطور متوسط بايد هر خروارى چهار من افت بوجارى داشته باشد ، پس همان يكمن ، يكمن و نيم آنها درست است . خلاصه جدولى براى عمليات مختلفه با دقتهائيكه برادرم آقاى فتح اللّه مستوفى دارد ، براى اين هفت روز نانوائى ساخته شد . ديگر براى من كار نانوائى چيز نهانى نداشت ، سى و چند تومان در اين هفت روزه دخل اين دكان شده بود ، پول خزانه را پس دادم و جدول عمل را با سى و پنج تومان دخل بمرنار تسليم كردم . بعد از تشكر فراوان از زحمات من ، سى و چند تومان را بميرزا مهدى انعام داد . رياست من در ارزاق شهر ماه قوس هم گذشت كار نان شهر روزافزون بدتر شد ، مرنار آنچه آهوگردانى « 1 » كرده بود كه من داوطلب اصلاح كار نان شده پيشنهادى در اين باب به او بدهم ، من نفوذناپذير مانده بودم . يكروز باز مرا بدفتر خود خواند ، چيزى را كه از دو ماه قبل در نظر گرفته و همهء اين مقدمات براى آن بود ، صاف و پوستكنده به من اظهار و خواهش كرد كه من رد نكنم . ضمنا گفت : « الان چهار هزار خروار آرد روسى و سه هزار خروار جو و هزار خروار گندم در انبار داريم . اين خوراك چهل روز شهر است ، آرد روسى هرقدر بخواهيم به مجرد يك تلگراف بعد از پانزده روز اينجا حاضر مىشود . جو و گندم هم از عراق و خمسه و قزوين و ساوه خواستهايم ، و ميرسد . حيف است اين غله و آرد بدست اين مردمان متقلب تلف شده و مردم از آن استفاده ننمايند . » گفتم : « امشب فكرهايم را ميكنم ، فردا صبح جواب مىدهم . » البته ديگر از حيث عمل بعد از يكهفته نانوائى تشويشى نداشتم و ميدانستم كسى نميتواند « كلاه سرم بگذارد « 2 » » اين يك شب را براى نقشهء عمليات وقت خواسته بودم .
--> ( 1 ) - شكارچيها مخصوصا در شكار آهو امتحاناتى كرده و رويهء گردش آهو را در بيابان بدست آوردهاند . گاهى اتفاق افتاده است كه گلهء پنج ششتائى آهو سمت مشرق ديده شده و شكارچى ماهر به سمت مغرب رفته و در محلى پشت سنگ ميان گودالى مىنشيند و مطمئن است اين گله آهو از جلو تيررس او عبور خواهد كرد و صددرصد پيشبينى او بوقوع ميپيوندد . شكارچى كه ميخواهد با اطمينان خاطر بيشترى در كومه بنشيند ، يكى را مامور مىكند كه از فلان سمت رفته آهوها را رم بدهد زيرا ميداند كه آهوها اگر از سمتى كه معين مىكند رم بخورند حكما از محلى كه او ( شكارچى ) منتظر آنها در كومه نشسته است عبور خواهند كرد . البته اين آهوگردانى كار هر شكارچى تازهچرخى نيست و خيلى سابقه لازم دارد تا شكارچى بداند از كدام سمت بايد آهو را رم داد تا از جلو محلى كه منتظر آن است رد شود . آهوگردانى كنايه از اقداماتى است كه ظاهرا با مقصود تماس نداشته باشد ولى باطنا براى انجام همان مقصود به عمل آيد . ( 2 ) - كلاه سر كسى گذاشتن كنايه از فريب دادن و گول كردن او است . شايد اين استعاره كه در اين سى چهل سالهء اخير خيلى رايج و در كتب هم وارد شده است ، از عادت خيلى قديم مجازات مقصرين بيرون آمده باشد . در ازمنهء خيلى قديم رسم بوده است مقصر را بعد از مجازات دوره